06/09/2026
غزل شاد باش برای پسرم
شب جشن است و بستان دلم را نوبهار آمد
که امشب نخل امیدم در این گلشن به بار آمد
مبارک باد این وصلت، مبارک باد این پیوند
که با این شاه دامادم، عروسی مهعذار آمد
به پای قامت سروت فشانم نقل و درّ و گل
که بر چشمانِ کمسویم، ضیای بیشمار آمد
برو با همسر خود خانهٔ دل را گلستان کن
که ایام غم و دوری، دگر پایان کار آمد
خداوندا نگهدارش ز چشمزخم دوران باش
که در ایوان خوشبختی به جاه و اعتبار آمد
دعا گوی تو میماند همیشه «صمدی» هر شب
مبارکبادِ این شادی، ز قلبِ بیقرار آمد