غزل-Ghazal

غزل-Ghazal این صحفه برای غزل یات وشعر جور شده است

حضورش اونقدر ٺو زندڪًیم قشنڪًہ ڪہ سعدے میڪًہ: «او مَرهَم اسٺ اڪًر دڪًران نیش مےزنند🌹♥ #غزل
29/08/2026

حضورش اونقدر ٺو زندڪًیم قشنڪًہ
ڪہ سعدے میڪًہ:

«او مَرهَم اسٺ اڪًر دڪًران نیش مےزنند🌹♥

#غزل

29/08/2026

پروردگارا 🥲

اگر لب‌هایم موقع دعا کردن نمیدانند؛
چی از تو بخواهند
تو صدای قلبم بشنو💔

#غزل

دست او در دست من بود و دلش با این و آن ،باز اگر یک جو پشیمان بود، می بخشیدمش! #غزل
11/08/2026

دست او در دست من بود و دلش با این و آن ،
باز اگر یک جو پشیمان بود، می بخشیدمش!

#غزل

06/08/2026

چشم تو دل میبرد ، رخسار تو جان را
گر رخسار تو جان میبرد! جانم به قربانت

#غزل

04/08/2026

خجالت میکشم از گفتنش اما تو باور کن؛
دلم عمریست میخواهد سرم بر شانه‌ات باشد..!


#غزل

04/08/2026

تو نه مهتابی نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی

خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیباتر از آن رویایی

#غزل

27/07/2026

تمام ثروت عالم نمی ارزد به یک سوزن
اگر باز خم گفتارت دل خلقی برنجانی

طواف‌کعبه یکبار است حج‌دل هزاران‌بار
خوشا آنکس که گرد کعبه دل ها بگردانی

#غزل

26/07/2026

هرچه کردم که فراموش شود خاطر تو
خود فراموش شدم نام تو از یاد نرفت❤️‍🩹🥀

#غزل

11/07/2026

شده باران بزند قلب تو دیوانه شود؟
همه ی خاطره ها نزد تو بیگانه شود؟

شده از دست کسی یک دفعه دلگیر شوی؟
او در آغوش کسی باشد و تو پیر شوی؟

شده باجان‌ودلت عاشق‌ومجنون باشی؟
او کنار دگری باز تو دلخون باشی؟

شده با یاد کسی تا به سحر گریه کنی؟
باخدا دردو دل‌وپیش همه‌شکوه کنی؟

شده روزی برسد بغض امانت ندهد؟
آنقدر گریه کنی هیچ ز یادت نرود؟

من پر از دردم و این است غم دیرینم!
همچو فرهاد شدم کوه غمم شیرینم..!
#غزل

08/07/2026

چون نگاهت با نگاه من تعامل می‌کند
بر زبانم بیت‌ها در وصف تو گل می‌کند

خواستم که بِکّنم از تو نگاه خویش را
لیک چشمانی فقیرم هی تعلل می‌کند

بر سرم باران و برف و رعد و برق آورد عشق
عاشقی آخر تمامم را چپاول می‌کند

تو که برفی! پس چرا چون تیشه بر ریشم زدی؟
تیشه‌ات را گرچه فرهادت تقبل می‌کند!

من زمین افتاده‌ام در زیر پای دردها
قامتم بالا بلندی را تمثل می‌کند!

هدهدی پیدا نشد تا نامه‌ات را آورَد
هق هق من شانه‌ام را بی‌تعادل می‌کند

همچو رودم که برای آمدن در شهر تو
صورتم سیلی ساحل را تحمل می‌کند

ماده‌گرگی در کنارم لانه کرده، هر شبی
بره‌ای را از کفم برده تناول می‌کند

من به‌ظاهر ساکتم، ورنه درونم محشر است؛
بهر حُسنت ذهن من دائم تأمّل می‌کند

آنچنان ویرانه‌ام کردی که "امّیدت" مدام
از خرابی‌های بعد از تو تغزل می‌کند🌹♥

Address

کابل آفغاستان
Kabul
کتابنویس

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when غزل-Ghazal posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share