19/08/2023
بغضِ دردت را به روی شانه هایم گریه کن
دورم از تو صبر کن وقتی می آیم گریه کن
ابرِ بی بارانم اما گریه می خواهد دلم
من برایت بغض کردم تو برایم گریه کن
شمعِ خاموشم هزاران شعله در جانِ من است
روشنم کن بعد بنشین پا به پایم گریه کن
داستانم داستانِ بی سر انجامی ست حیف
با نبودت قطره قطره آب خواهم شد برایم گریه کن.
احمد راتب جان قند پدر خود داغ ات هنوز بردلم تازه است ...💔😭