Partybns

Partybns Political party

هفته وحدت؛ فاصله میان شعار و زندگی مردممُھیم بلوچ-سرخوش دبیر کل حزب بلوچستانء راجی تپاکی ۴ سپتامبر ۲۰۲۶«هفته وحدت» در سا...
05/09/2026

هفته وحدت؛ فاصله میان شعار و زندگی مردم
مُھیم بلوچ-سرخوش دبیر کل حزب بلوچستانء راجی تپاکی
۴ سپتامبر ۲۰۲۶

«هفته وحدت» در سال ۱۳۶۰، به پیشنهاد حسینعلی منتظری و با تأیید روح‌الله خمینی، به تقویم سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی راه یافت. فاصله دوازدهم تا هفدهم ربیع‌الاول، میان دو تاریخ رایج ولادت پیامبر نزد اهل‌سنت و شیعه، فرصتی برای نزدیک‌کردن مسلمانان معرفی شد. اصل همزیستی و احترام متقابل البته ارزشمند است؛ اما پس از بیش از چهار دهه، پرسش این است که این نام‌گذاری چه تغییری در موقعیت حقوقی و زندگی روزمره اهل‌سنت، به‌ویژه در بلوچستان، ایجاد کرده است.

پاسخ را باید نخست در قانون اساسی ایران جست‌وجو کرد. اصل دوازدهم قانون اساسی، مذهب جعفری دوازده‌امامی را مذهب رسمی می‌داند و اصل یکصد و پانزدهم، اعتقاد به مذهب رسمی را از شرایط ریاست‌جمهوری قرار می‌دهد. بنابراین، شهروند اهل‌سنت هرقدر شایسته و برخوردار از حمایت عمومی باشد، به دلیل مذهب خود از رسیدن به این مقام محروم است. چنین محدودیتی، تصمیم سلیقه‌ای یک مدیر نیست؛ در ساختار حقوقی قدرت جای گرفته است. چگونه می‌توان از برادری سخن گفت، اما برای یکی از دو برادر، سقفی قانونی تعیین کرد که دیگری با آن روبه‌رو نیست؟

مسئله مسجد اهل‌سنت در تهران، نمونه دیگری از همین فاصله است. گزارش‌های حقوق‌بشری، محدودیت در ایجاد مسجد مستقل و برگزاری عبادت جمعی اهل‌سنت را مستند کرده‌اند. معرفی نمازخانه‌های خصوصی و اجاره‌ای به‌عنوان پاسخ این مطالبه، تفاوت میان داشتن محلی برای نماز و برخورداری از حق پایدار اداره یک عبادتگاه مستقل را نادیده می‌گیرد. در مقابل، ساخت مراکز مذهبی شیعی در بلوچستان از پشتیبانی نهادهای رسمی برخوردار بوده است؛ از جمله حسینیه عاشقان ثارالله زاهدان که افتتاح آن به همت سپاه سلمان گزارش شد. اعتراض به این تفاوت، مخالفت با عبادت شیعیان نیست. همان حقی که شیعه در بلوچستان دارد، باید برای سنی در تهران نیز تضمین شود.

در مدیریت کشور نیز باید میان حضور چند فرد و مشارکت واقعی یک جامعه تفاوت گذاشت. انتصاب منصور بیجار، مدیر بلوچ و اهل‌سنت، به استانداری سیستان‌وبلوچستان در آبان ۱۴۰۳، واقعیتی است که نباید انکار شود. اما این انتصاب به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که موانع ساختاری برطرف شده‌اند. پرسش مهم‌تر، میزان اختیار مدیر بومی در انتخاب همکاران، تعیین اولویت‌ها، تخصیص منابع و پاسخ‌گویی به خواست مردم است. اگر دسترسی به مسئولیت همچنان امتیازی وابسته به اراده مقامات بالاتر باشد، نه فرصتی برابر و تضمین‌شده، تغییر نام‌ها لزوماً به تغییر مناسبات قدرت نمی‌انجامد.

زندگی مردم نیز معیار دیگری پیش می‌گذارد. بانک جهانی گزارش کرده که در سال ۲۰۲۲، نزدیک به دوسوم ساکنان استان بلوچستان و سیستان‌، بر اساس معیار مورد استفاده آن گزارش، در فقر زندگی می‌کردند. این رقم را نمی‌توان به تمام جغرافیای بلوچستان تعمیم داد یا آمار امروز نامید؛ اما وسعت محرومیتی را نشان می‌دهد که با سخنرانی درباره وحدت برطرف نمی‌شود. فقر علل متعددی دارد، ولی تداوم آن، پرسش درباره عدالت در توزیع امکانات و مسئولیت سیاست‌گذاران را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. البتہ اگر الان آمارگیری شود میزان فقر در بلوچستان بہ احتمال زیاد ۹۰ درصد و حتی بالاتر رسیدہ است با توجہ بہ وضعیت بحرانی کشور، بیکاری مزمن، تورم لجام گسیختہ و کاھش قدرت خرید مردم و عدم توانائی رژیم در محار کردن بحران۰

برای جامعه‌ای که جمعه ھای خونین زاهدان و خاش را تجربه کرده، مسئله اعتماد از این هم عمیق‌تر است. در ارائه یافته‌های هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل، از اطلاعات معتبر درباره کشته‌شدن ۱۰۴ معترض و رهگذر به دست نیروهای امنیتی در هشتم مهر ۱۴۰۱ سخن گفته شد. همچنین سازمان حقوق بشر ایران، اعدام دست‌کم ۱۴۹ زندانی بلوچ را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرده است؛ حدود ۹ درصد اعدام‌های ثبت‌شده آن سال. همه این افراد زندانی سیاسی نبودند، اما این آمار ضرورت بررسی عدالت قضایی و شرایط رسیدگی به پرونده‌ها را برجسته می‌کند. اعتماد با دعوت به فراموشی ساخته نمی‌شود؛ حقیقت‌یابی و پاسخ‌گویی می‌خواهد.

مطالبات ملت بلوچ نیز تنها مذهبی نیست. زبان، فرهنگ، فرصت‌های اقتصادی و نقش مردم در تصمیم‌گیری درباره سرزمین و آینده خود، با چند دیدار میان روحانیان پاسخ نمی‌گیرند. حضور برخی روحانیان، سرداران طوایف و ریش‌سفیدان در مراسم رسمی ممکن است با انگیزه‌های متفاوت صورت گیرد؛ اما نمی‌توان آن را رضایت عمومی جامعه دانست. این حضور، هنگامی که برای نمایش همراهی مردم استفاده می‌شود، شرکت‌کنندگان را نیز در برابر پرسشی جدی قرار می‌دهد: حاصل این همراهی برای مردم چه بوده است؟
در کنار همه این مسائل، کشته‌شدن مکرر سوخت‌بران، ناامنی گسترده در بلوچستان و گروگان‌گیری‌های مشکوک، همراه با اتهام‌های مطرح‌شده درباره نقش سپاه و نیروهای امنیتی در این حوادث، پرسش‌های جدی درباره مسئولیت و پاسخ‌گویی رژیم ایجاد می‌کند. این وضعیت نه نشانه وحدت، بلکه بیانگر فاصله عمیق میان شعارهای رسمی و امنیت و کرامت مردم است؛ فاصله‌ای که بدون روشن‌شدن حقیقت و اجرای عدالت از میان نخواهد رفت.

اظهارات مصطفی محامی، نماینده ولی‌فقیه در سیستان‌وبلوچستان، درباره مولوی عبدالحمید که با اعتراض‌هایی به تفرقه‌انگیز بودن آن روبه‌رو شده، تناقض دیگری در شعار وحدت است. حمله به جایگاه مولوی عبدالحمید و ایجاد تقابل با مسجد مکی، نه کمکی به اعتماد عمومی می‌کند و نه شکاف‌ها را می‌بندد؛ برعکس، می‌تواند اختلاف مردم با ساختار قدرت را به تنش مذهبی بکشاند.

از منظر سیاسی، چنین تنش‌آفرینی‌ای می‌تواند توجه افکار عمومی را از بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و مسئولیت رژیم در رسیدگی به آن‌ها، به سوی تقابل‌های مذهبی منحرف کند؛ هرچند نسبت‌دادن یک طرح عمدی به محامی، نیازمند شواهد مستقل است. در نقد این رویکرد نیز نباید جامعه شیعه یا مهاجرتبار بلوچستان را یکپارچه بازوی رژیم دانست؛ مسئولیت متوجه افراد و نهادهایی است که در تبعیض و سرکوب نقش دارند، نه مردمی که صرفاً مذهب یا خاستگاه متفاوتی دارند. پاسخ به سیاست تفرقه، دفاع از حقوق برابر و جلوگیری از تبدیل مطالبه عدالت به دشمنی میان مردم است.

جامعہ بلوچستان و رهبران سیاسی، مذهبی و اجتماعی آنان باید هوشیار باشند و اجازه ندهند تحریکات و تنش‌آفرینی‌های محامی و سپاه، مطالبات برحق مردم را به درگیری مذهبی منحرف کند. حفظ همبستگی، پرهیز از واکنش‌های شتاب‌زده و پافشاری بر عدالت و حقوق برابر، راه خنثی‌کردن چنین دام‌هایی است. طرف مطالبه و پاسخ‌گویی، ساختار قدرت و عاملان تبعیض و سرکوب‌اند، نه مردم عادی با هر مذهب و خاستگاهی.

سئوان اساسی این است کہ آیا رژیم موفق شده است با تداوم ھفتہ نمایشی و سیرک وحدت در بلوچستان و جوامع اھل سنت ایران؟ اگر معیار، تداوم مراسم و تولید تصویر رسانه‌ای باشد، دستگاه تبلیغاتی توانسته این برنامه را حفظ کند. اما اگر هدف، برابری و اعتماد پایدار بوده، بقای تبعیض قانونی، محرومیت و اعتراض، نشانه موفقیت نیست. بدون سنجش معتبر افکار عمومی نمی‌توان گفت همه مردم به یک نتیجه رسیده‌اند؛ بااین‌حال، این استنباط قابل دفاع است که برای بخش معترض جامعه، تجربه زندگی اعتبار شعار وحدت را فرسوده کرده است. ضعف بنیادی این سیاست آنجاست که از مردم همبستگی می‌خواهد، بی‌آنکه حقوق برابرشان را تضمین کند. رژیم شاید توانسته باشد صحنه مراسم را حفظ کند، اما حفظ صحنه با جلب اعتماد مردم یکی نیست. وحدت هنگامی معنا پیدا می‌کند که شهروند برای برخورداری از حق خود، ناچار نباشد مذهبش را تغییر دهد یا از مطالبه عدالت دست بکشد.

هفته وحدت؛ فاصله میان شعار و زندگی مردم مُھیم بلوچ-سرخوش دبیر کل حزب بلوچستانء راجی تپاکی ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ «هفته وحدت» در سال ۱۳۶۰، به پیشنهاد حسینعلی منتظری و با تأیی....

Pakistan; Release De Mahrang Baloch and all BYC membersEnglishPlease sign this petition calling on Pakistan to immediate...
05/09/2026

Pakistan; Release De Mahrang Baloch and all BYC members

English

Please sign this petition calling on Pakistan to immediately release Dr. Mahrang Baloch and her colleagues. They have only engaged in peaceful protest against the oppression of the Baloch people, the exploitation of Balochistan’s natural resources, enforced disappearances, mass graves, and other serious human rights concerns.
Your voice matters. Every signature helps strengthen the call for justice and human rights.

فارسی (Persian)

لطفاً این دادخواست را امضا کنید و از دولت پاکستان بخواهید دکتر ماهرنگ بلوچ و همکارانش را فوراً آزاد کند. آنان تنها به‌صورت مسالمت‌آمیز علیه سرکوب مردم بلوچ، غارت منابع بلوچستان، ناپدیدسازی‌های قهری، گورهای دسته‌جمعی و دیگر موارد نقض جدی حقوق بشر اعتراض کرده‌اند.
صدای شما اهمیت دارد. هر امضا گامی در جهت عدالت و دفاع از حقوق بشر است.

اردو (Urdu)
براہِ کرم اس درخواست پر دستخط کریں جس میں پاکستان سے مطالبہ کیا گیا ہے کہ ڈاکٹر ماہ رنگ بلوچ اور اُن کے ساتھیوں کو فوری طور پر رہا کیا جائے۔ انہوں نے صرف پرامن طریقے سے بلوچ عوام پر ہونے والے ظلم، بلوچستان کے وسائل کی لوٹ مار، جبری گمشدگیوں، اجتماعی قبروں اور انسانی حقوق کی دیگر سنگین خلاف ورزیوں کے خلاف آواز اٹھائی ہے۔
آپ کی آواز اہم ہے۔ ہر دستخط انصاف اور انسانی حقوق کے لیے ہماری مشترکہ کوشش کو مزید مضبوط بناتا ہے۔

Global Petition Immediately Release Dr. Mahrang Baloch We, the undersigned, call upon the Government of Pakistan to immediately and unconditionally release Dr. Mahrang Baloch and all peaceful human rights defenders imprisoned for exercising their fundamental rights. Dr. Mahrang Baloch is a physician...

05/09/2026

A Global Call for Justice and Dr Mahrangc
English
Please send the attached appeal to as many recipients as possible in your own country and abroad, using the contact list provided in the Excel file. Forward it to governments, members of parliament, ministries of foreign affairs, international organizations, human rights organizations, universities, media outlets, lawyers, trade unions, and civil society organizations. Every email, letter, and message helps increase international awareness and support for justice. Please also share this appeal with your family, friends, and sociacl networks.

فارسی
لطفاً بیانیه پیوست را با استفاده از فهرست مخاطبان موجود در فایل اکسل، برای هرچه بیشتر مخاطبان در کشور خود و همچنین سایر کشورها ارسال کنید. این بیانیه را برای دولت‌ها، نمایندگان پارلمان، وزارتخانه‌های امور خارجه، سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، وکلا، اتحادیه‌های صنفی و سازمان‌های جامعه مدنی ارسال کنید. هر ایمیل، نامه و پیام می‌تواند آگاهی جهانی و حمایت از عدالت را افزایش دهد. همچنین لطفاً این بیانیه را با خانواده، دوستان و شبکه‌های اجتماعی خود نیز به اشتراک بگذارید.

اردو
براہِ کرم منسلک اپیل کو ایکسل فائل میں موجود رابطہ فہرست کے مطابق اپنے ملک اور دیگر ممالک میں زیادہ سے زیادہ افراد اور اداروں کو بھیجیں۔ اسے حکومتوں، ارکانِ پارلیمنٹ، وزارتِ خارجہ، بین الاقوامی تنظیموں، انسانی حقوق کی تنظیموں، جامعات، میڈیا، وکلا، ٹریڈ یونینز اور سول سوسائٹی کی تنظیموں تک پہنچائیں۔ ہر ای میل، خط اور پیغام عالمی سطح پر انصاف کے لیے آواز کو مضبوط بناتا ہے۔ براہِ کرم اس اپیل کو اپنے خاندان، دوستوں اور سوشل میڈیا پر بھی وسیع پیمانے پر شیئر کریں.

العربية
يرجى إرسال هذا النداء المرفق إلى أكبر عدد ممكن من الجهات داخل بلدكم وخارجه باستخدام قائمة جهات الاتصال الموجودة في ملف Excel. أرسلوا النداء إلى الحكومات، وأعضاء البرلمانات، ووزارات الخارجية، والمنظمات الدولية، ومنظمات حقوق الإنسان، والجامعات، ووسائل الإعلام، والمحامين، والنقابات، ومنظمات المجتمع المدني. إن كل رسالة بريد إلكتروني أو خطاب أو مشاركة تسهم في زيادة الوعي الدولي ودعم العدالة. كما نرجو مشاركة هذا النداء مع أفراد عائلاتكم وأصدقائكم وعبر وسائل التواصل الاجتماعي.

A Global Call for Justice:
Stand Up for Dr. Mahrang Baloch and All Peaceful Human Rights Defenders in Balochistan (Pakistan).
The life imprisonment of Dr. Mahrang Baloch and her colleagues has shocked people around the world. Whether one agrees with every aspect of their advocacy or not, every person deserves the protection of fundamental human rights, including the right to a fair trial, freedom of expression, peaceful assembly, and due process.
Dr. Mahrang Baloch has become an internationally recognized advocate for the families of victims of enforced disappearances and for the rights of the people of Balochistan. The severity of the sentences imposed on her and other activists has raised serious concerns among human rights organizations and observers regarding the protection of civil liberties and the fairness of judicial proceedings.
Today, silence is not neutrality.
We call upon people of conscience across the world to take peaceful and lawful action.
We urge you to:
● Contact your government and ask it to publicly raise the case of Dr. Mahrang Baloch with the Government of Pakistan.
● Write to your members of parliament or congress and request that they advocate for her release or for an independent review of the judicial process.
● Contact your country’s Ministry of Foreign Affairs and ask that human rights concerns be included in diplomatic dialogue with Pakistan.
● Appeal to international organizations, including the United Nations, the European Union, the Council of Europe, the Organization of Islamic Cooperation, the Commonwealth, and international human rights institutions, to closely monitor the situation.
● Encourage national human rights institutions, legal associations, universities, trade unions, and civil society organizations to speak out in defense of fundamental rights and the rule of law.
● Share verified information through peaceful campaigns, public discussions, and social media to ensure that this case remains visible internationally.
Our message is simple:
Justice must never be replaced by political persecution.
Peaceful advocacy must never be answered with life imprisonment.
Human rights belong to every person, regardless of ethnicity, religion, or political opinion.
The international community has both the opportunity and the responsibility to encourage respect for international human rights standards and the rule of law.

We respectfully call upon governments, parliamentarians, diplomats, international organizations, human rights defenders, academics, journalists, lawyers, and citizens around the world to use every peaceful and lawful means available to urge the authorities in Pakistan to:

* Immediately release Dr. Mahrang Baloch and her colleagues, whose peaceful human rights work should never be treated as a criminal offense.
* Ensure that Dr. Mahrang Baloch and her colleagues receive the full protection of their legal and constitutional rights.
* Guarantee transparent, independent, and fair judicial proceedings consistent with Pakistan’s Constitution and international human rights standards.
* Respect and protect the rights to freedom of expression, peaceful assembly, and association.
* Fulfil Pakistan’s obligations under international human rights law, including the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), and ensure that no individual is imprisoned solely for peacefully exercising their fundamental rights.

History remembers those who remained silent.
History also remembers those who chose to stand for justice, dignity, and human rights.

Raise your voice today.
Free Dr. Mahrang Baloch and her colleagues.
Peaceful human rights advocacy is not a crime.
Justice for Dr. Mahrang Baloch.
Justice for all peaceful human rights defenders.

Mohim Baloch-Sarkhosh
Stockholm-Sweden
26th June 2026

19/07/2026

ریشه‌های خشونت و ناامنی در بلوچستان؛ مطالعه‌ای بر تبعیض ساختاری، فقر مزمن و بی‌عدالتی نهادی
‎نویسندہ: مُھیم بلوچ-سرخوش
تاریخ: ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵

خشونت و ناامنی در بلوچستان پدیده‌ای گذرا یا صرفاً امنیتی نیست، بلکه حاصل انباشته‌شدن دهه‌ها تبعیض ساختاری، فقر مزمن، بی‌عدالتی نهادی و بیگانگی عمیق میان دولت و جامعه‌ی بلوچ است. آنچه امروز در بلوچستان جریان دارد، ترکیبی پیچیده از خشونت‌های دولتی و امنیتی، درگیری‌های مسلحانه، سرقت‌ها و ناامنی‌های اجتماعی، اختلافات طایفه‌ای حل‌نشده و فقدان نهادهای کارآمد و مورد اعتماد برای حل اختلاف است. در چنین فضایی، جان انسان بلوچ اغلب کم‌اهمیت تلقی می‌شود و این احساس در میان مردم شکل گرفته که قاتل و مقتول هر دو بلوچ‌اند و بنابراین مرگشان مسئله‌ای برای حاکمیت نیست.

بر اساس گزارش‌ها و مستندات منابع حقوق بشری بلوچ، بلوچستان در سال‌های اخیر یکی از بالاترین سطوح خشونت مرگبار در ایران را تجربه کرده است. تنها در سال ۲۰۲۴، بیش از ۹۰۰ مورد مرتبط با مرگ، اعدام، شلیک مرگبار، جان‌باختن سوخت‌بران و بازداشت‌های خشن در ارتباط با شهروندان بلوچ ثبت شده است. صدها نفر در اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی یا توسط افراد مسلح ناشناس جان خود را از دست داده‌اند. هم‌زمان، ده‌ها نفر در پرونده‌هایی اعدام شده‌اند که بخش قابل توجهی از آن‌ها به جرائم مرتبط با مواد مخدر مربوط بوده؛ جرائمی که خود نتیجه‌ی مستقیم فقر، بیکاری و حذف اقتصادی سیستماتیک در بلوچستان است.

سوخت‌بری که برای هزاران خانواده‌ی بلوچ نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقاست، هر سال جان ده‌ها نفر را می‌گیرد. با وجود تکرار مداوم این فاجعه‌ها، برخورد حاکمیت عمدتاً امنیتی و قهری باقی مانده و هیچ سیاست جایگزین انسانی، پایدار و اقتصادی برای این پدیده ارائه نشده است. مرگ سوخت‌بران، به‌جای آنکه زنگ خطر یک بحران اجتماعی تلقی شود، اغلب به‌عنوان هزینه‌ی حاشیه‌ای امنیت نادیده گرفته می‌شود و همین نگاه، چرخه‌ی خشونت را بازتولید می‌کند.

در کنار خشونت دولتی، ناامنی اجتماعی نیز به‌طور فزاینده‌ای گسترش یافته است. سرقت‌های مسلحانه، قتل‌های انتقامی و درگیری‌های طایفه‌ای در بسیاری از مناطق بلوچستان به امری عادی بدل شده‌اند. ریشه‌ی این وضعیت را نباید در ذات جامعه‌ی بلوچ جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در فقدان سازوکارهای معتبر و بی‌طرف حل اختلاف دید. دستگاه قضایی، چه به دلیل کمبود امکانات و نیروی انسانی و چه به سبب ناآشنایی با بافت فرهنگی و اجتماعی منطقه، از ایفای نقش داور عادل و مورد اعتماد ناتوان مانده است. بسیاری از مردم باور دارند که مراجعه به نهادهای رسمی نه‌تنها اختلافات را حل نمی‌کند، بلکه گاه خود به منبع تازه‌ای از تحقیر، بی‌عدالتی و تشدید خصومت تبدیل می‌شود.

ابعاد اقتصادی این بحران نقشی تعیین‌کننده در تداوم ناامنی دارد. بلوچستان یکی از بالاترین نرخ‌های بیکاری در کشور را داراست و هم‌زمان فقیرترین منطقه‌ی ایران به‌شمار می‌آید. سهم مردم محلی از منابع طبیعی، پروژه‌های عمرانی و فرصت‌های اقتصادی ناچیز است و بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها بدون مشارکت واقعی جامعه‌ی بومی انجام می‌شود. منافع این پروژه‌ها اغلب به خارج از بلوچستان منتقل می‌گردد و نتیجه، تشدید احساس محرومیت، طردشدگی و بی‌آیندگی در میان جوانان است؛ احساسی که آنان را در برابر جذب به اقتصادهای غیررسمی، شبکه‌های قاچاق یا خشونت مسلحانه آسیب‌پذیر می‌سازد.

نگران‌کننده‌تر از همه، نقش نهادهای دولتی و امنیتی در تشدید شکاف‌های اجتماعی است. گزارش‌های متعدد از سوی منابع حقوق بشری بلوچ نشان می‌دهد که در اکثر موارد، نیروهای رسمی نه‌تنها در مهار اختلافات طایفه‌ای نقش مؤثری ایفا نکرده‌اند، بلکه با جانبداری از یک طرف، دخالت‌های غیرمسئولانه یا حتی تحریک غیرمستقیم، به تداوم و گسترش درگیری‌ها دامن زده‌اند. این رفتارها این تصور را در جامعه تقویت می‌کند که ناامنی در بلوچستان نه یک بحران ملی، بلکه وضعیتی قابل‌تحمل و حتی کارکردی برای کنترل اجتماعی است.

پیامدهای این چرخه‌ی خشونت، صرفاً به آمار کشته‌ها و زخمی‌ها محدود نمی‌شود. فروپاشی سرمایه‌ی اجتماعی، گسترش ترس دائمی، مهاجرت اجباری، محرومیت کودکان از آموزش ایمن و شکل‌گیری احساس عمیق بی‌عدالتی، بخشی از واقعیت روزمره‌ی جامعه‌ی بلوچ است. تجربه‌ی سال‌های اخیر نشان داده است که بدون عدالت، امنیت پایدار هرگز محقق نخواهد شد و اتکای صرف به ابزارهای قهری، خود به عاملی برای بازتولید ناامنی تبدیل می‌شود.

کاهش خشونت در بلوچستان پیش از هر چیز مستلزم تغییر بنیادین نگاه حاکمیت است. تا زمانی که مسئله‌ی بلوچستان صرفاً از دریچه‌ی امنیتی دیده شود، هر اقدام تازه‌ای به تکرار چرخه‌ی بحران خواهد انجامید. بازسازی اعتماد عمومی نیازمند پایان‌دادن به بی‌کیفرمانی، شفافیت در برخورد با موارد شلیک مرگبار و تضمین حق دادخواهی برای خانواده‌های قربانیان است. هر پرونده‌ی حساس باید به‌طور مستقل، علنی و عادلانه بررسی شود و حقیقت از انحصار نهادهای امنیتی خارج گردد.

در سطح اجتماعی، تقویت سازوکارهای بومی حل اختلاف با پشتوانه‌ی قانونی و نظارت مستقل می‌تواند مانع از تبدیل نزاع‌ها به درگیری‌های خونین شود. در سطح اقتصادی، جایگزین‌کردن اقتصادهای مرگبار مانند سوخت‌بری با تجارت مرزی قانونمند، اشتغال پایدار و سرمایه‌گذاری واقعی در آموزش و مهارت‌آموزی جوانان، می‌تواند بخش مهمی از ریشه‌های ناامنی را از میان ببرد. توسعه در بلوچستان اگر بدون مشارکت مردم بلوچ و بی‌اعتنا به فرهنگ، زبان و زیست آنان پیش برود، خود به عاملی تازه برای تنش بدل خواهد شد. کہ این سازو کارھا با وجود جمھوری اسلامی قابل تحقق نیستند۰

در نهایت، امنیت واقعی در بلوچستان نه از مسیر سرکوب، بلکه از راه عدالت، برابری و کرامت انسانی می‌گذرد. جامعه‌ای که احساس کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و حقوقش به رسمیت شناخته شده، نیازی به خشونت برای بقا نخواهد داشت. تداوم وضعیت کنونی، تنها به معنای استمرار چرخه‌ای است که قربانی اصلی آن همواره مردم بلوچ بوده‌اند۰

هشدار سیاسی و حقوقی خطاب به سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر در بلوچستان

مسئولیت اصلی وضعیت ناامنی، بی‌ثباتی و نقض گسترده حقوق بشر در بلوچستان، متوجه سپاه پاسداران و نهادهای نظامی و اطلاعاتی وابسته به حاکمیت است. سیاست‌های سرکوبگرانه، امنیتی‌سازی فضا، مداخله نظامی در زندگی روزمره مردم، و مصادره منابع و فرصت‌های شغلی، بلوچستان را به یکی از محروم‌ترین و ناآرام‌ترین مناطق کشور تبدیل کرده است.

این هشدار ما روشن و صریح است: تداوم اشغال نظامی، تبعیض ساختاری، زمین‌خواری سازمان‌یافته، و اعطای رانت به نیروها و افراد غیر بومی، نه‌تنها امنیت پایدار ایجاد نخواهد کرد، بلکه تنفر ملت بلوچ نسبت بشما اشغالگران را عمیق‌تر خواهد ساخت. مسئولیت هرگونه پیامد اجتماعی، سیاسی و امنیتی ناشی از این سیاست‌ها، مستقیماً بر عهده طراحان و مجریان آن خواهد بود.

ما تأکید می‌کنیم که آینده بلوچستان بدون احترام به اراده مردم بلوچ، پایان دادن به سرکوب، خروج نیروهای نظامی از عرصه زندگی مدنی، و بازگرداندن حقوق اقتصادی و اجتماعی به صاحبان اصلی این سرزمین ممکن نیست. نیروها و افرادی که آگاهانه در پروژه‌های سرکوب، حذف اقتصادی و حاشیه‌راندن مردم بلوچ مشارکت می‌کنند، باید بدانند که در آینده‌ای مبتنی بر عدالت و پاسخگویی، از مسئولیت حقوقی و تاریخی مبرا نخواهند بود.

خطاب به نیروهای بومی‌ای که ناخواسته یا از سر ناچاری در خدمت این ساختار قرار گرفته‌اند: راه رهایی در ایستادن در کنار مردم، فاصله گرفتن از سیاست‌های سرکوبگرانه، و پیوستن به مطالبات عادلانه ملت بلوچ است؛ پیش از آنکه فرصت اصلاح و بازگشت از دست برود۰

اگر این ھشدارھا را جدی نگرید بلوچستان را برای شماھا تبدیل بہ جھنم خواھیم کرد ھمان جھنمی کہ شما در طول این ۴۶ سال برای ملت بلوچ درست کردہ ائید و باید مزہ ناامنی را نیز بچشید!

جعل جغرافیا و تاریخ در سیاست‌های پهلوی: بررسی موردی سیستان و خراساننویسندہ: مُھیم بلوچ (سرخوش) تاریخ: ۲۶ آگوست ۲۰۲۵در تا...
19/07/2026

جعل جغرافیا و تاریخ در سیاست‌های پهلوی: بررسی موردی سیستان و خراسان
نویسندہ: مُھیم بلوچ (سرخوش)
تاریخ: ۲۶ آگوست ۲۰۲۵

در تاریخ معاصر ایران، یکی از تأثیرگذارترین اما کمتر بررسی‌شده‌ترین لایه‌های سیاست‌های پهلوی، بازتعریف جغرافیای تاریخی و مصادره‌ی میراث فرهنگی ملت ھای غیرفارس بود که با فروض ناسیونالیسم فارس‌محور و آریایی همراه شد. این تلاش بیشتر از آنکه یک اصلاح اداری ساده باشد، پروژه‌ای ایدئولوژیک و روایت‌سازی بود؛ تلاشی برای حذف هویت‌های ملل غیرفارس و کشورھای ھمجوار مثل افغابستان و جایگزین کردن روایت‌هایی که ساخته و تحت کنترل مرکز بود. دو مورد شاخص این روند را می‌توان در سیستان–بلوچستان و خراسان دید.

سیستان یا زابلستان تاریخی، برگرفته از متون اساطیری و جغرافیایی مانند شاهنامه و منابع اسلامی، منطقه‌ای گسترده در حوالی هیرمند و دریاچه‌ی هامون بوده است و بخش عمده‌ای از آن امروز در افغانستان قرار دارد. مردمان اصلی این سرزمین از آغاز تاکنون بلوچ‌ها بوده‌اند. اما در عصر رضاشاه، در اوایل قرن بیستم، با سیاستی آگاهانه این جغرافیا بازتعریف شد: روستاھای کوچک «نصرت‌آباد» و حسین آباد به «زابل» تغییر نام یافت و سپس کل شمال بلوچستان غربی تحت اشغال ایران، جایی که بلوچ‌ها سرزمین تاریخی‌شان را داشتند، به نام «سیستان» نامیده و شناخته شد. نتیجه آن شد که سیستان تاریخی به‌عنوان زادگاه رستم و خاندان سام (بہ نقل از افسانہ ھای کھن) در نگاه رسمی به بخش کوچکی در شمال بلوچستان غربی تبدیل گردد، در حالی که بخش اعظم آن در بلوچستان زیر سیطرہ افغانستان است، تلاشی روشن برای مصادره‌ی اسطوره و هویت بلوچستان.

در این منطقه‌ی “سیستان”، جمعیت غالب بلوچ بودند و ھنوز ۶۵ درصد آن بلوچند، اما اقلیتی از مهاجران – که عمدتاً از افغانستان، خراسان یا مناطق مرکزی ایران آمده بودند یا در دوره‌های قدیم به آنجا تبعید شده‌اند – نیز آن‌جا سکونت گزیدند، کسانی که بلوچ‌ها به آن‌ها لقب «زابلی» داده بودند. پس از انقلاب، این اقلیت کوچک جایگاه ناعادلانه‌ای یافتند؛ چون گرایش‌شان به مذهب شیعه باعث شد حکومت آن‌ها را به‌عنوان کانال تسلط بر منطقه قرار دهد. آن‌چنان که تاریخ سیستان – میراث کهن بلوچ‌ها – به نام این اقلیت بازنویسی شد، حتی تمدن بزرگ شهر سوخته که بخشی از هویت فرهنگی بلوچ‌ها است، به نام آن‌ها ثبت و مصادره گردید. رسانه‌ها و نهادهای حکومتی منطقه در اختیار این گروه قرار گرفت و استانداران و فرمانداران از بین آن‌ها انتخاب شدند، در حالی که جمعیت واقعی منطقه متشکل از حداقل ۶۵ درصد بلوچ بود و حاکمان تاریخی آن منطقه(سیستان جعلی) نیز از بلوچھا بوده‌اند و ھستند۰

روند مشابهی نیز درباره‌ی خراسان رخ داده است. خراسان تاریخی، سرزمینی فراملی و گسترده بود که نه تنها خراسان امروزی ایران، بلکه بخش‌هایی از افغانستان، ترکمنستان و ازبکستان را در بر می گرفت، رضاشاه و نخبگان همراهش با تقلیل دادن خراسان به سطح یک استان، پیوند آن را با قلمروی پهناور تر و مشترک منطقه قطع کردند و این منطقه را صرفاً بخشی نشأت گرفته از ایران مدرن معرفی کردند.

به چه دلیل این جعل آشکار انجام شد؟ پیش از هر چیز، پهلوی‌ها پیرو پروژه‌ی ملی‌گرایی فارس‌محور بودند که به نژاد آریایی و زبان فارسی تکیه داشت. در این نگاه تاریخی، ملل و اقوام غیرفارس بقیمت حذف گاه یا مصادره می‌شدند. بازتعریف جغرافیا به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌سازی سیاسی قلمداد می‌شد، چرا که با وصل کردن حکومت به اسطوره‌ها مثل رستم، مشروعیت سلطنت ارتقاء می‌یافت. افزون بر این، این سیاست‌ها وسیله‌ای برای تضعیف هویت‌های محلی – مانند بلوچ‌ها – و ایجاد کنترل مرکزی بودند. همچنین با مهندسی حافظه‌ی جمعی—از طریق کتاب‌های درسی، رسانه‌ها و اسناد رسمی—نسل‌های آینده با روایت تحریف‌شده‌ای از تاریخ آشنا شدند.

در هر دو مثال (سیستان و خراسان)، سیاستی همگون اجرا شد: کوچک‌سازی تاریخی، ایرانی‌سازی هویت بر پایه‌ی ساختگی، و حاشیه‌نشین کردن اقوام و ملل بومی، که نه صرفاً تقسیم جغرافیایی، بلکه تلاشی برای بازنویسی حافظه‌ی ملی بود. بررسی و بازخوانی این روند برای ملت ھائے مانند بلوچ‌ها امروز اهمیت حیاتی دارد. زیرا نشان می‌دهد چگونه با ابزار قدرت مرکزی، هویت و میراث آن‌ها تحریف شده، و تمدن‌هایی مانند شهر سوخته به نام دیگران ثبت شده‌اند—و این، بخشی از تلاش برای احقاق حقوق فرهنگی و تاریخی آن‌هاست.

منابع معتبر و پژوهشی
• زابل و تغییر نام توسط رضاشاه
ویکی‌پدیا (انگلیسی): ذکر شده که «سیستان» به «زابل» در اواخر دهه ۱۹۲۰ تغییر یافته است.
• اصلاحات تمرکزگرایانه رضاشاه در سیستان و بلوچستان
مقاله‌ای در «فصلنامۀ گنجینۀ اسناد» توضیح می‌دهد چگونه سیاست‌های تمرکزگرایانه رضاشاه باعث خلع سلاح و سرکوب قدرت سرداران محلی شد.
• تنش‌های قومی و دینی در سیستان و بلوچستان
مطلب سایت «Iran Primer» ارائه اطلاعاتی درباره‌ی تقسیمات قومی ایرانیان و نقش بلوچ‌ها در استان: تعیین «سیستان» برای فارس‌ها و تقسیم بلوچستان.
• اشغال بلوچستان توسط ارتش رضاشاه و بازتعریف جغرافیا
سایت baluch.us به اشغال بلوچستان توسط ارتش رضاشاه در سال ۱۳۰۷ شمسی اشاره دارد که راه را برای بازتعریف «سیستان» در آن ناحیه باز کرد.
• سیاست‌های ملی‌گرایانه رضاشاه
مقاله‌ای در رسانه «Fair Observer» اشاره به حذف قومیت‌ها و تأکید رضاشاه بر ایرانی‌سازی و هویت ملی دارد.

لینکھا
-----------------------
‏‎برنامہ و اساسنامہ حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏https://t.me/Partybns/1402
‏‎صفحہ اینترنتی حزب بلوچستانء راجی تپاکی:
‏Www.partybns.org
‏‎▪️کانال تلگرام حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏T.me/partybns
‏‎▪️اینستاگرام حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏Instagram.com/partybns.official
‏‎ صفحہ تلگرام سھاب (سازمان ھماھنگ کنندہ اعتراضات بلوچستان):
‏https://t.me/SahabBalochistan
‏‎ صفحہ تلگرام خبرگزاری رصد بلوچستان:
‏https://t.me/rasadbalochistan
‏‎کمپین حقوق بشر بلوچستان - برای عدالت و برابری
‏https://bhrcampaign.com/

کمپین حقوق‌بشر بلوچستان | این گزارش با اتکا به منابع میدانی و رسانه‌های خبری، به…

تمرکز صنایع در مرکز فارس‌نشین و انتقال منابع از پیرامون: تحلیلی تاریخی–اقتصادی از استعمار داخلی و تبعیض ساختاری در ایران...
19/07/2026

تمرکز صنایع در مرکز فارس‌نشین و انتقال منابع از پیرامون: تحلیلی تاریخی–اقتصادی از استعمار داخلی و تبعیض ساختاری در ایران

نویسندہ: مھیم بلوچ (سرخوش)
تاریخ: ۳۰ آگوست ۲۰۲۵

مقدمه
سیاست صنعتی و آبی ایران در نیم‌قرن اخیر نه بر اساس مزیت‌های مکانی و اقتصادی، بلکه عمدتاً بر اساس ملاحظات امنیتی و مرکزگرایانه شکل گرفته است. این سیاست‌ها سبب تمرکز صنایع مادر و سنگین در استان‌های مرکزی فارس‌نشین (اصفهان، یزد، کرمان، تهران و قم) و همزمان انتقال سازمان‌یافته منابع از استان‌های پیرامونی ـ که محل زندگی ملت‌های غیر فارس چون عرب‌ها در الاحواز، بلوچ‌ها در بلوچستان، کردها در کردستان و ترک‌ها در آذربایجان هستند ـ به مرکز شده است. پیامد این روند، نابودی محیط‌زیست محلی، فقر و مهاجرت اجباری جوامع بومی، و تعمیق شکاف مرکز–پیرامون بوده است (Amirahmadi, 1986; Katouzian, 2003).

۱. ریشه‌های تاریخی تمرکز صنایع در مرکز
نخستین پروژه بزرگ در این مسیر، ذوب‌آهن اصفهان بود که در دهه‌ ۱۳۴۰ با همکاری شوروی آغاز شد. انتخاب اصفهان، شهری در فلات مرکزی، به‌جای سواحل جنوبی یا مناطق برخوردار از منابع آبی، یک تصمیم امنیتی و مرکزگرا بود (Clawson & Rubin, 2005). در ادامه، فولاد مبارکه در دهه ۱۳۷۰ به بزرگ‌ترین واحد تولید فولاد کشور تبدیل شد و خوشه‌ای از صنایع فولاد و خودرو در همان منطقه شکل گرفت.

۲. سازوکارهای انتقال آب و منابع
الف) کارون → اصفهان
طی دهه‌های اخیر، تونل‌های کوهرنگ ۱، ۲ و ۳ و نیز چشمه‌ لنگان، بخش قابل توجهی از آب سرشاخه‌های کارون و دز را به زاینده‌رود منتقل کرده‌اند. این انتقال‌ها، در خدمت کشاورزی و صنعت اصفهان بوده، در حالی که مردم عرب الاحواز با بی‌آبی، نابودی تالاب‌ها و بحران‌های معیشتی روبه‌رو شده‌اند (Madani, 2014; World Bank, 2017).

ب) مکران → اصفهان و کرمان
از سال ۱۳۹۹ به بعد، پروژه انتقال آب شیرین‌شده از خلیج فارس و دریای مکران(بلوچستان) آغاز شد. سه خط لوله عظیم در حال کشیدن است تا صدها میلیون مترمکعب آب را به صنایع مستقر در کرمان، یزد و اصفهان برساند. با وجود هزینه‌های نجومی از بودجه ملی، مردم بلوچ در سواحل مکران ـ از چابهار و کنارک تا جاسک ـ همچنان با بحران کم‌آبی و حتی شوری آب آشامیدنی مواجه‌اند (Sharifi, 2020).

ج) خلیل‌رود → شمال کرمان (مطالعه موردی)
چند سال پیش مسیر خلیل‌رود در جنوب کرمان ـ بخشی از بلوچستان تاریخی ـ تغییر داده شد تا آب به مناطق شمالی استان منتقل گردد. نتیجه، محرومیت حدود ۲۰۰ هزار نفر بلوچ‌تبار بود که زندگی آنان به کشاورزی وابسته به این رودخانه گره خورده بود. در اثر این اقدام، تالاب تاریخی جازموریان نیز خشک شد؛ تالابی که زیستگاه پرندگان مهاجر از سیبری و آسیای میانه بود (Shahbazi & Hosseini, 2019).

د) انتقال‌های درون فلات (زاینده‌رود → یزد)
آب زاینده‌رود نیز در دو دهه اخیر به یزد منتقل شد، اقدامی که خود به منبعی از تنش‌های اجتماعی میان دو استان بدل شده است (Karami & Hayati, 2017).

۳. پیامدهای زیست‌محیطی، اجتماعی و ملی
• خشک‌شدن تالاب‌ها: گاوخونی در مرکز، هورالعظیم و شادگان در الاحواز، و جازموریان در بلوچستان (Amini, 2016).
• نابودی معیشت محلی: کشاورزان عرب و بلوچ از دسترسی به آب محروم شده و ناگزیر به مهاجرت یا تغییر شغل شده‌اند.
• تشدید شکاف ملی–منطقه‌ای: منابع آب و انرژی از سرزمین ملت‌های غیر فارس استخراج می‌شود، اما صنایع و درآمدها به مرکز فارس‌نشین تعلق دارد.
• اعتراض‌های اجتماعی: از کشاورزان شرق اصفهان تا مردم عرب و بلوچ، همگی بارها علیه این سیاست‌ها دست به اعتراض زده‌اند (BBC Persian, 2021).

۴. منطق سیاسی پشت سیاست‌ها
• دکترین امنیت–توسعه: در استان‌های مرزی، توسعه به دلیل نگرانی‌های امنیتی و ترس از جدائی قربانی می‌شود (Ehteshami, 1995).
• مرکزگرایی مالی و اداری: بودجه‌های کلان در اختیار استان‌های مرکزی قرار می‌گیرد.
• نادیده‌گرفتن آمایش سرزمین: به‌جای استقرار صنایع آب‌بر در کنار منابع، آب به دنبال صنعت کشیده می‌شود (Farhadi, 2018).

۵. جمع‌بندی
الگوی تمرکز صنایع در مرکز فارس‌نشین و انتقال منابع از پیرامون، صرفاً یک خطای اقتصادی یا زیست‌محیطی نیست، بلکه شکلی از استعمار داخلی و تبعیض ساختاری است (Hechter, 1975).
• عرب‌ها در الاحواز هزینه انتقال آب کارون به اصفهان را می‌پردازند.
• بلوچ‌ها در بلوچستان با بحران بی‌آبی و نابودی جازموریان و ھامون و تخریب اکوسیستم دریا و خشکی شان مواجه‌اند، در حالی که آب دریای مکران و رودخانه‌های محلی به سوی صنایع فارس‌نشین هدایت می‌شود.
• کردها، ترک‌ها و دیگر ملت‌های غیر فارس نیز با الگوی مشابه محرومیت ساختاری دست به‌گریبانند.

۶. مسیر اصلاح
1. توقف صدور مجوز صنایع آب‌بر در فلات مرکزی.
2. انتقال تدریجی صنایع فولاد، پتروشیمی و معدنی به سواحل (چابهار، کنارک، بندرعباس، ماهشهر).
3. حق تعیین سرنوشت تا سرحد جدائی و تشکیل حاکمیت ھای ملی یا حداقل اجرای فدرالیسم یا کنفدرالیسم ملی-مالی در صورت رضایت ملت ھا در ماندن در جغرافیای فعلی ایران برای بهره‌مندی مستقیم ایالت ھا و سرزمینھای ملل غیر فارس از منابع خویش۰
4. احیای حقابه‌های محیط‌زیستی و کشاورزی در استان‌های محروم.
5. الزام قانونی به تبعیت از «آمایش سرزمین» و انتشار عمومی تراز آبی هر پروژه.

سخن پایانی
سیاست‌های کنونی در ایران، با انتقال سیستماتیک آب و منابع از پیرامون به مرکز فارس‌نشین، نه تنها ناپایداری زیست‌محیطی ایجاد کرده‌اند، بلکه مصداق آشکار تبعیض ملی و استعمار داخلی علیه ملت‌های غیر فارس هستند. تنها با تمرکززدایی صنعتی، استقرار صنایع آب‌بر در کنار منابع واقعی، و به‌رسمیت‌شناختن حقوق اقتصادی–سیاسی استان‌های پیرامونی است که می‌توان به توسعه‌ای پایدار و عادلانه دست یافت.

منابع (نمونه – APA Style)
‏ • Amirahmadi, H. (1986). The Political Economy of Iran under the Qajars. I.B. Tauris.
‏ • Amini, A. (2016). Water crisis and environmental degradation in Iran. Environmental Hazards, 15(3), 245–260.
‏ • BBC Persian. (2021). Protests over water shortages in Iran. Retrieved from https://www.bbc.com/persian
‏ • Clawson, P., & Rubin, M. (2005). Eternal Iran: Continuity and Chaos. Palgrave Macmillan.
‏ • Ehteshami, A. (1995). After Khomeini: The Iranian Second Republic. Routledge.
‏ • Farhadi, R. (2018). National development plans and spatial inequalities in Iran. Iranian Journal of Regional Studies, 7(2), 33–59.
‏ • Hechter, M. (1975). Internal Colonialism: The Celtic Fringe in British National Development. University of California Press.
‏ • Karami, E., & Hayati, D. (2017). Rural water management in Iran: Social tensions and governance. Water Policy, 19(3), 503–520.
‏ • Katouzian, H. (2003). Iranian History and Politics: The Dialectic of State and Society. Routledge.
‏ • Madani, K. (2014). Water management in Iran: What is causing the looming crisis? Journal of Environmental Studies and Sciences, 4(4), 315–328.
‏ • Shahbazi, M., & Hosseini, S. (2019). Environmental degradation of Jazmorian wetland. Iranian Journal of Natural Resources, 72(1), 55–68.
‏ • Sharifi, A. (2020). Large-scale water transfer projects in Iran: Challenges and consequences. Water International, 45(7-8), 745–760.
‏ • World Bank. (2017). Iran Economic Monitor: Oil-driven recovery. Washington, DC.

لینک‌ها
• برنامہ و اساسنامہ حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏https://t.me/Partybns/1402
• صفحہ اینترنتی حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏www.partybns.org
• کانال تلگرام حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏t.me/partybns
• اینستاگرام حزب بلوچستان راجی تپاکی:
‏instagram.com/partybns.official
• صفحہ تلگرام سھاب (سازمان هماهنگ‌کننده اعتراضات بلوچستان):
‏https://t.me/SahabBalochistan
• خبرگزاری رصد بلوچستان:
‏https://t.me/rasadbalochistan
• کمپین حقوق بشر بلوچستان – برای عدالت و برابری:
‏https://bhrcampaign.com/

کمپین حقوق‌بشر بلوچستان | این گزارش با اتکا به منابع میدانی و رسانه‌های خبری، به…

Adress

Stockholm

Aviseringar

Var den första att veta och låt oss skicka ett mail när Partybns postar nyheter och kampanjer. Din e-postadress kommer inte att användas för något annat ändamål, och du kan när som helst avbryta prenumerationen.

Kontakta Organisationen

Skicka ett meddelande till Partybns:

Genvägar

Dela