Mir Rolodex

Mir Rolodex life is not all about yourself, you have responsibilities against those around you. کامیابی و موفقیت از خود شخص ریشه گرفته و به تمام جامعه سرایت وبرگ وگل میدهد.

عمق ورشکستگی پدیدهٔ تحصیل: شهروندان افغانستان دور از خانه در بحران و ورشکستگی پدیدهٔ تحصیلگذشته از سخن‌های بسیار مغلق دو...
03/07/2026

عمق ورشکستگی پدیدهٔ تحصیل: شهروندان افغانستان دور از خانه در بحران و ورشکستگی پدیدهٔ تحصیل

گذشته از سخن‌های بسیار مغلق دولت‌داری و نظم‌بخشی پدیده‌های اجتماعی و شگفتیِ مؤثریت پدیدهٔ آموزش و پرورش در کامیابی این پدیده، تحصیل جایگاه قابل مکثی در روال زندگی روزمره داشته است. از این بیشتر، استواری نظم‌های مقتدر جهانی زیر جلد این پدیده سایه گرفته تا نظمی، به درستی آنچه می‌بینید و حس می‌کنید، عرض اندام کرده است. بیشتر از این، نظم کائنات هم به همان قسم بر روی پدیدهٔ دانش استوار شده و مرموزی این همه نظم بزرگ فقط با یک پدیده دانسته می‌شود: «مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِن تَفَاوُتٍ» که به معنای «در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمی‌بینی» آمده است.

با مدنظر گرفتن عنوان این نوشته، آنچه در بالا ذکر کردم و شما خواندید شاید بسیار گیج‌کننده باشد. دلیل ثقلت موضوع هم این است که خواستم ابعاد پیچیدهٔ این پدیدهٔ مهمِ آموزش را بیان کنم. گذشته از همان موضوعات مغلق، آخرین نظریه‌دهی ثروتمندترین فرد جهان هم بر پیچیدگی این پدیده می‌افزاید: «ما دربارهٔ ماورای این نظام فقط کمتر از چهار فیصد می‌دانیم.» این بیان، نگاه ما را به دقتِ «مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِن تَفَاوُتٍ» معنادارتر می‌کند.

فکر می‌کنم بیشتر فلسفی صحبت کردم.

در سایهٔ همه نابسامانی‌های جامعهٔ افغانستان و مردم این سرزمین، پدیدهٔ علم یکی از بی‌تفاوت‌ترین پدیده‌ها در ردهٔ ارزش‌دهیِ پدیده‌ها بوده و است. با گذشت هر روز، عمق بی‌توجهی به این پدیده به بالاترین حد خود رسیده است. با اینکه جامعهٔ افغانستان در حال و در گذشته‌ها دچار ناهنجاری بوده و نقد از برون‌نگری دربارهٔ این پدیده ساده‌لوحانه خواهد بود، ولی در بعضی حالات نباید از انظار عامه دور باشد.

با گذشت زمان و تغییرات بی‌درنگ، در برخورد با این پدیده دگرگونی‌هایی به وجود آمد و ما ناخواسته دچار نوعی سردرگمی شدیم. شاید هم بحران‌ها ما را دگرگون ساخته و ساحت نقد زبانی ما بیشتر از توان ما بوده است. و یا هم بسیار ساده، دگرگونی نظم اجتماعی ما وابسته به سطح کمک و همرسانی دیگران شده بود.

اینک در مورد پدیدهٔ داخل خانه (وطن) چیزی گفته نمی‌شود، چون این پدیده به ارزش مباح تقلیل یافته است؛ پس منطقی نیست دربارهٔ آن سخن گفته شود. حال، آنچه نگران‌کننده است توجه به پدیدهٔ علم در بیرون از شهرها و بیرون از کشور است. افرادی که با همه ناهنجاری‌ها خود را به کشورهای دور و نزدیک رساندند؛ آن‌هایی که مقدمهٔ سفر را ایجاد فضای تحصیل و پرورش برای اولادهای خود می‌دانستند. ترقی و دسترسی به تحصیل شایع‌ترین تفکر مهاجرت تلقی می‌شد.

در پهلوی همه وظایف خورد، منحیث ترجمان و مشاور فرهنگی در مکاتب مختلف به شکل قراردادی ایفای وظیفه می‌کنم. اکثر این جلسات بابت کم‌آوردن و نگرانی از نمرات پایین وطندارها برگزار می‌شود. یا هم رضایت طرف مکتب از برخورد لفظی، مذهبی و کم‌توجهی علمی یکی از عوامل این جلسات می‌باشد.

آنچه توجه مرا بیشتر جلب می‌کند، این مسائل نیست؛ این حالت همیشگی ما است. اما بحث مهم این است که در اکثر این جلسات، فامیل‌های افغان اصلاً اشتراک نمی‌کنند. وقتی منحیث نمایندهٔ این مردم در این جلسات اشتراک می‌کنم و از هر گروهی نماینده موجود می‌باشد و هرکسی با مردم خود کمک می‌کند و جلسات را شرح می‌دهد، من می‌مانم تنها و بی‌کس. این لفظ برگزارکنندهٔ پروگرام همیشه برایم بسیار سخت تمام می‌شود وقتی می‌گوید: «از مردم شما کسی نیامده.»

این فقط آخر ماجرا نیست؛ عمق فاجعه، بی‌توجهی به پدیدهٔ علم است. ما حتی در مدرن‌ترین کشور دنیا یک ساعت فرصت نداریم که در جلساتی اشتراک کنیم که در مورد برنامه‌های آموزشی، رشد، انکشاف، کمی و کاستی و نحوهٔ برخورد با یک متعلم در برنامه‌های روزمره بحث می‌کند. اما این فرصت را حتما داریم که چندین بار در هفته با مکاتب تماس بگیریم و بپرسیم: «غذای شاگردان حلال است؟»

این یعنی بحران فکریِ ماجرای تحصیل در دل و روان مردم ما.

02/24/2026

از گذشته‌های دور این را از کتاب‌ها فرا می‌گرفتیم که:
«تاریخ علمی است که از وقایع گذشته بحث می‌کند.»

با این حال، از این‌که گذشت زمان و تغییرات زمانی و مکانی، و از همه مهم‌تر نقش افراد در تعبیر، بیان و تفسیر واقعیت‌ها، مهم‌ترین اصول پراگندگی در تعریف تاریخ بوده است، ناآگاه بودیم. بعدها متوجه شدیم که تاریخ دیگر فقط وقایع گذشته نیست؛ این موجودی به نام انسان است که تعیین می‌کند تاریخ چه تعریفی از خود بر جای بگذارد.

موجودی برای من مقدس است، برای دیگری شیطان؛ فردی برای یکی قهرمان و رهبر است و برای دیگری قاتل و جانی؛ سرزمینی برای من مقدس است و برای دیگری سرزمین فساد. این همه زاده‌ی افکار ذهنی افراد در برابر پدیده‌هاست که شامل همان تعریف تاریخ می‌شود. آنچه مهم و اساسی است، درک تعریف پدیده‌ها از نظر افراد مختلف است.

از دید من، در دنیا چیزی به نام تاریخ وجود ندارد؛ آنچه وجود دارد، تلفیق نظریات افراد به شکل پراگنده، خوب و زشت است که مجموعه‌ای را به نام تاریخ تشکیل می‌دهد. همچنان شما واقعیتی به نام تاریخ پیدا نمی‌کنید؛ آنچه را می‌خوانید نظریه‌هایی از افراد است که نه کاملاً واقعیت‌اند و نه کاملاً غلط. چیزی که مهم است این است که بدانید نظریه‌ی شما یگانه نظریه‌ی سنگ‌نوشته‌شده نیست، بلکه یکی از واقعیت‌هایی است که ذهن شما تنها برای شما تعریف درست کرده است، نه تمام درستی قضیه.

02/22/2026

آنچه تکنالوژی با ما کرده: پیشرفت روزافزون تکنالوژی، خصوصاً هوش مصنوعی، در پهلوی هویت‌بخشی کاذب، چه چیز را از ما گرفت؟

در گذشته‌ها، شخصیت فردی بود. معمای زندگی فردی زیر هویت، در قالب گفتار و بیان شخص و نوشتار منحصر به‌فرد شخص استوار بود. گویی همچون نشانه‌های انگشت افراد، با همه ناهنجاری‌هایش، قابل مقایسه بودند. نوشته شخص، بیان شخص و محتوای زندگی شخص منوط و وابسته به شخصیت خود شخص بود. آنچه بیشتر قابل درک و ارزش‌نمایی بود، طرز بیان شخص و وابستگی محتوای نوشته و گفتار با الفاظ و راهکارهای فلسفی و تحلیلی شخص بود.

اینک امروز، این معما بیشتر مغلق شده و غیرقابل انعطاف به نظر می‌رسد. تکنالوژی امروز هویت‌ها را تبدیل کرده است؛ پشت هویت همه نویسندگان و ترجمانان، هویت‌های خیالی و غیرقابل شناسایی قرار دارند. بلفرض اگر در پشت هویت‌های افراد حقیقت هم باشد، دیگر آن نشانه‌های هویت‌شناسی گذشته قابل درک و شناسایی نیستند. بسیار ساده بگویم، در اکثر مواقع هویت‌های امروزی هویت‌های کاذب و غیرقابل فحوا هستند.

آنچه این هویت‌بخشی‌های کاذب تکنالوژی امروزی بر جامعه تحمیل می‌کند، بسیار خطرناک و غیرقابل جبران خواهد بود. طوری که شناسایی تخم‌مرغ مصنوعی از اصلی امروزه کار مشکل شده است، در آینده‌های بسیار نزدیک، حتی امروزه، هویت‌های انسانی غیرقابل شناسایی شده و خواهند شد. و باید گفت که ما در حال از دست دادن رد انگشت هویتی خویش هستیم. در وطن، حاجی یک کلید داشتیم؛ در آینده‌های بسیار نزدیک، هویت‌های یک‌کلید خواهیم داشت.

تا آن زمان، بدرود!

02/05/2026

ناگفته های مهاجرت؛ دروغهایی که همه ناگفته گفته ایم.

مسیر مهاجرت مسیر پر چالش و دردناک است، این مسیر را بعضا خوشایند و در اکثر مواقع رونمایی جلوه های خوشایند با انعکاس عکسهای مجلل معرفی کرده ایم.
باید بیان نمایم که مهاجرت، بیش از آن‌که یک تجربه درونی باشد، در بسیاری از موارد به یک نمایش اجتماعی تبدیل شده است؛ نمایشی که تصویر جای واقعیت را گرفته است.
این امر پدیده های اصلی قابل بحث (معنوی،شخصیتی،فامیلی،اجتماعی…) را از مسیر اصلی جدا و غیر قابل مناقشه ساخته است. در این مسیر، چه با شوق و یا هم احساسات، مانع پیامهای واقعی اجتماعی و انعکاسهای فرایند این مهاجرت را در دود ملاحظات لحظه وی کرده و چشمنداز نگرش به درون را قطعا زیر سوال برده است. اینکه، نگرش ما به اطراف در قالب خوشی و خوشخالی از کدام منظر بوده و سهم ما در این فحوا چگونه تعریف شده، سوالیست که هرکدام مان باید جواب داد.
وقتی در محیطی داخل میشویم، تصور کنید چه چیزی را در نگاه اول به ذهن منعکس میکنیم؟ سردی و گرمی محیط شاید در اولین نگاه، جذابیت محیط در نگاه دومی، تقابل مابا محیط اولی، ویا هم نگاه منحصر به فرد مان از اوضاع حالات برای انعکاس های بعدی زندگی دنیای فضای اجتماعی. تا حال آنچه بیان کردم، مطمنا برای شما واضح و قابل درک نبود. آنچه خواندید، یک دید فلسفی اجتماعی از هنجارهای مسافرت بود. برای رفع خاطر شما، بیایید یک مثال بیارم تا بیشتر متوجه شویم که چه میخواهم بگویم.

روز قبل اتفاقا با دوستی ملاقات کرده که از شهر نیویارک باز گذشته بود. در جریان مکالمات رفیقانه، خواستم بدانم این رفیق مان از دیدن شهر نیویارک چه حسی داشته و برداشت ذهنی و تصویری وی‌از این شهر بر اولین بار چه بوده. بعد از اندکی تمرکز رفیق مان گفت “ولا نمیدانم”، ناچار کنجکاو شدم بدانم چرا یک شخصی با همه شوق و علاقه و سفر ۱۰ ساعته نمیداند احساسش را بیان کند. ناچار کمی جستجو کردم، دیدم به عجله کوشش میکند عکسهای تیلفونش را برایم نشان دهد که کجاهایی رفته و چه دیده است.
با این نگاه متوجه شدم، این بنده خدا در همین ۱۲ ساعت سفر مصروف شبکه های اجتماعی بوده و متباقی در گذاشتن سلفی ها، نمایه های نمایشی شبکه های اجتماعی و متباقی را در گرفتن عکس و فلم سپری کرده.

این مثال صرفاً نقد سفر یا گردشگری رفیقمان نیست، بلکه نشان‌دهنده پیش‌درآمد یک ذهنیت مهاجرتی است که در آن ثبت تصویر و نمایش بیرونی، جای تجربه درونی را گرفته است.
با این حال، سوالی ذهنم را مشغول خود ساخت، آیا انتهای مهاجرت و بعد سفر به دور محیط یگانه هدف دارد و آنهم گذاشته عکسهای که بتواندتوجه یک تعدی را ناآگاهانه جلب کند و سبب ناراحتی های ذهنی شود؟ مسیر و بستر زندگی محاجرتی اکثر مان بر نمای های غیر حقیقی استوار است.
ما، از جمله خود من، ناخواسته در بازتولید این نماهای غیرحقیقی سهم داشته‌ایم و کمتر به این پرسیده‌ایم که چه چیزی را واقعاً زندگی می‌کنیم و چه چیزی را فقط نشان می‌دهیم.
آنچه در دنیای واقعی داریم، سخنگوی اکثر زندگی دنیای فضای اجتماعی مان نیست و منعکس کننده فحوای مدیریت مادی و معنوی ما نبوده. آنچه شما و اطرافیان را برای مدتی در خوشی و حسادت ها غرق میکند برای روز بعد بیانگر واقعیت عینی شما نیست. پس، آنچه به بیرون پیشکش میکنیم باید حقیقی و عینی باشد.

آنچه زندگی‌امروزی ما را تسخیر کرده، همان نمایه های دلکش و در عین حال غیر واقعی هستند که فضای خوشی های حقیقی اکثر مان را زیر شعاع خود قرار داده است. امروزه، آنچه به بیرون پیام میدهیم محبت، صمیمیت، دوستی‌و احترام است در حالیکه واقعیت کنج دلهای مان پر از کدورت، معاملات مان ریا، عکسهای مان نمایشی، و بلاخره زندگی مهاجرت و تعاملات اجتماعی مان دور از واقعیت ها. نمایه های زندگی بیرون را در بستر واقعیت عینی خود قرار دهیم ورنه شرایط ناگوار معرف زندگی درونی مان خواهد شد و ناچار به سردرگمی اجتماعی رو خواهیم آورد. هدف از زندگی اجتماعی در دیار مهاجرت قطعا ثبات درونی، فکری، و روابط نیک باشد ورنه پایه های بی ثباتی فکری اجتماعی قطعا به سراغ مان خواهد آمد. حاصل میوه درخت را در بهار قطعا تعجب نیست، از درخت بپرسید فصل زمیتان را چگونه سپری کرده است. زندگی را برواقعیت هاب عینی خود استوار کنید نه بر اساس واقعیت های فلمی دیگران.

12/02/2025

سلامت روانی یک جامعه چگونه تأمین میشود و ما به ‌عنوان اعضای جامعه چگونه در دگرگونی روانی آن سهم میگیریم؟

این روزها، روزهای سختی است و همه در نگرانی‌های ناشی از تصاویر فضای مجازی و دغدغه‌های چه خواهد شد فرو رفته ‌اند و فضای داخلی اکثر فامیل‌ها و اعضای جامعه دگرگون به‌ نظر میرسد. اینکه چگونه میتوان از این فضای متزلزل بیرون آمد و فاصله‌ ای میان تشویش و آرامش ایجاد کرد، سوالی است که پاسخ آن وظیفهٔ هر فرد این جامعه است. آیا میتوان هم تشویش داشت و هم با ناملایمات روزگار مجادله کرد؟ به نظر من تنها با ایجاد فضایی سالم در محیط جامعه و در فصل درونی خودمان میتوان چنین کرد؛ فضایی که در آن مشکل را درک کنیم و برای یافتن راه ‌حل، یک تلاش ذهنی هدفمند داشته باشیم.
فصل دومِ تشویش و نگرانی، جز ایجاد بی ‌نظمی فکری، اضطراب و یک مصروفیت بی‌معنا و بی‌ محتوا، نتیجه‌ ای ندارد. اینکه چه خواهد شد، نباید چالش ذهنی هیچ ‌یک از ما باشد، اما چرا باید بخشی از برنامه ‌ریزی‌های بعدی و نظم زندگی ما را بسازد. از همین ‌رو نه یک فرد و نه همهٔ جامعه باید در نگرانی‌های چه خواهد شد غرق شده و نظم فکری و اجتماعی را مختل کنند. در این میان وظیفهٔ هر یک از ما به‌ عنوان عضو این جامعه این است که از نظرپردازی و نشر و پخش موضوعاتی که سبب نگرانی در جامعه میشود چه تصویری، چه صوتی و چه نوشتاری—جلوگیری کنیم. اطلاعات حق همهٔ ما است و شبکه‌ های بی ‌شماری در این زمینه فعالیت میکنند که نیاز همگان را برآورده میسازد. بحث‌های بی ‌پایان در گروه‌های کوچک و غیررسمی، جز ایجاد تشنج فکری در جامعه، نتیجه ‌ای ندارد. از سوی دیگر، نشر و پخش ناملایمات دربارهٔ اعضای جامعه بر سلامت روانی جمعی تأثیر منفی میگذارد. طبیعی است که در همهٔ جوامع مشکلات، بی ‌نظمی و جرم و جنایت رخ می‌دهد؛ اما جوامع دیگر در پوشاندن و مدیریت آن نقش اساسی ایفا میکنند، درحالیکه متأسفانه در جامعهٔ ما اغلب در بزرگ‌ نمایی و پرداختن بیش از حد به این موضوعات نقش فعالی ایفا مینماید که همه مان شریک این ادعا هستیم.

پس، به ‌عنوان عضو کوچکی از این جامعه، خواهش من از همهٔ عزیزان این است که در بازنشر موضوعاتی که سبب ایجاد افکار نامیمون شده و فکر و روان جامعه را آسیب میزند، نهایت کوشش و دقت را به‌ خرج دهیم. چه میشود اگر به‌ جای بحث‌های منفی، بیشتر مثبت ‌نگر باشیم و در نشر کارکردها، دستاوردها، تحصیل، کار و تجارت، و هر نوع فعالیتی که سبب خشنودی جامعه میشود، پیشتاز باشیم؟ و از همه مهمتر، پیش از آنکه از حقیقت یک موضوع آگاه شویم، از هرگونه نظریه‌ پردازی غیرمسئولانه خودداری کنیم تا بتوانیم جامعه ‌ای سالم و دور از دغدغه‌های فکری و روانی داشته باشیم. آنچه مربوط به پرونده‌های هر یک از ما و شما است، متفاوت است و ادارات مربوطه کارهای خود را طبق معمول انجام میدهند و تصمیمات از طریق چینل های رسمی به‌اطلاع همه رسانیده خواهد شد. بیایید تنها و تنها در بهروری بیشتر از زمان خود فکر کنیم و مفید برخود و جامعه خود باشیم.

11/12/2025

بروم، بمانم یا برگردم؟
مهاجرت دقیقاً از زمانی شروع میشود که شخص فکر میکند و تصمیم میگیرد که دیار و یا هم همان کلبه فردی و یا خانوادگی خود را ترک کند. اینکه این تصمیم چه دشواری‌ هایی را درعقبه خود می ‌پروراند و سهم آن در معضلات فکری بعد از تصمیم چیست، همه شاید بیشتر از من درک کنند وهرکس تجارب مختلفی داشته باشد. در کل، تجارب افراد مختلف بوده و بعضاً افراد احساس خوبی نسبت به تصمیم خود داشته ‌اند، ولی در اکثر مواقع برای افراد، این تجربه متأثر و نا امید کننده بوده است. شرایط اقتصادی، اجتماعی، اعتقادی و نظم فامیلی افراد در کشور اصلی و همچنان در کشور دوم و سوم متفاوت و درحال تغییر بوده است. از همین ‌رو افراد در دو کشور و محیط متفاوت، احساس متفاوتی را از خود انعکاس میدهند.
سوالی که در ابتدا طرح کردم، هم در محیط اولی وهم در محیط دومی و سومی از خود یک جواب را منعکس مینماید، فقط با یک تفاوت که هرکدام عوامل مکمله خود را با خود دارد. شاید در محیط اولی، جواب سوال همان نظم اجتماعی، نظم اقتصادی، برخورد جنسیتی و یا هم اعتقادی باشد. این در حالی است که در محیط دوم و سوم، سوال ما که بمانم و یا برگردم، همان تعامل را از افراد بیرون میکند. بعضاً در مشقت مالی، اکثراً در اضطراب محیطی و گویا دوری از وطن، و شاید هم گروهی، محیط ناسالم اجتماعی، فرهنگی وهم اعتقادی را بنیاد بی‌قراری محیط جدید بدانند. پس، همه ما و شما از یکی از این دو حالت بیرون نبودیم؛ یا در محیط اولی تصمیم دشواری را روبرو بودیم و یا هم در محیط دومی و سومی، یک تصمیم دشوارتری را در پیش رو داریم؛ بمانمو یا برگردم.
با اینکه منحیث یک دانشجوی کوچک امور مهاجرت، ابعاد گسترده این سوال را میشود در کتابی بحث نمایم، ولی ابعاد مغلق این بحث باشد برای نظم‌های تخصصی. آنچه را که میخواهم فشرده بیان کنم این است که رفتن همیشه آسان ‌تر از ماندن به نظر میرسد، اما حقیقت این است که هر دو راه بهای خود را دارند. کسی که میرود، بخشی از وجودش را در وطن میگذارد و کسی که میماند، باری سنگین از ناامنی، بی‌ثباتی یا آینده نامعلوم را بر دوش خود احساس میکند. هیچکس برای سرگرمی مهاجر نمیشود؛ مهاجرت همیشه نتیجه فشار، ترس، امید یا نیاز بوده است.
در نهایت، هیچ پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد. نه رفتن همیشه راه‌ حل بوده و نه ماندن همیشه وفاداری یا شجاعت را انعکاس داده. هر انسان با توجه به شرایط، اهداف و توانایی‌هایش باید تصمیم بگیرد. مهم این است که انتخاب، انتخاب خود شخص باشد؛ نه تحمیل خانواده، جامعه یا شرایط. انسان باید بداند که هر راهی که انتخاب میکند، باید مسئولیت و پیامدهای آن را بپذیرد. زندگی مجموعه ‌ای از تصمیم‌هاست و هر تصمیم، فصل تازه ‌ای میسازد. مهم این است که در هر کجا باشیم، از خود انسان بهتری بسازیم که مثمر برای خود و اطرافیان خود باشیم.

08/15/2025

تقابل ما با نظم اجتماعی: سیاست‌های مهاجرستیز و یا ضد مهاجر چگونه شکل میگیرند؟

بیایید چند لحظه از وقت خود را به خواندن این نوشته اختصاص دهیم؛ مطمئن باشید خالی از فایده نخواهد بود.
آیا تا به حال از خود پرسیده ‌ایم که تفکر ضد مهاجر یا همان تبعیض نژادی نسبت به بیگانگان چگونه در ذهن‌ها القا می‌شود؟ یا ساده ‌تر بگوییم، چگونه ممکن است ذهن ما درگیر فرآیندهایی شود که باعث می‌گردد آگاهانه و گاهی حتی ناخود آگاه، با افرادی از جوامع دیگر برخوردی متفاوت و گاه منفی داشته باشیم؟ و آیا ممکن است رفتار خود ما در برابر نظم اجتماعی، زمینه‌ ساز ایجاد همین روحیه ضد مهاجر شود؟
مهاجرت فرآیند ساده ‌ای نیست، به ‌خصوص وقتی که باید خود را در نظمی تازه و متفاوت بیابیم. از روزی که وارد این نظم جدید می‌شویم، ناخواسته خود را وابسته به سلسله ‌ای از اصول و قوانین از پیش تعیین ‌شده می ‌بینیم. این اصول همان قواعد پذیرفته‌ شده اجتماعی هستند که ما به‌عنوان «پرندگان تازه ‌وارد» باید بال‌های خود را با آنها همسو کنیم، خود را با آنها وفق دهیم، یا در برابرشان سر تعظیم فرود آوریم. این همان چیزی است که «نظم اجتماعی» نامیده میشود.
گاهی اوقات، ما نسبت به کوچکترین رفتار خود بی‌ تفاوت میشویم و با خود میگوییم: «در این کشور بزرگ چه کسی متوجه خواهد شد؟» غافل از آنکه حتی کوچکترین ‌ بی‌نظمی اجتماعی—از انداختن یک بوتل آب پهلوی میدان فوتبال گرفته تا رانندگی بی ‌ثبات، یا صحبت با صدای بلند و غیرمتعارف در اماکن عمومی خلاف اصول پذیرفته‌ شده جامعه میزبان است.
به دنبال این بی‌ نظمی‌های کوچک که شاید در نگاه ما بی‌اهمیت باشند، کم‌کم فرهنگ روزمره ‌ای در میان هم ‌نوعان شکل می‌گیرد و روال تازه ‌ای در جامعه ایجاد میکند. ریختن زباله در مکان‌های تفریحی، رها کردن خاکستر ذغال، آسیب زدن به چوکی ‌ها، چمن‌ها یا اماکن خدماتی اینها نمونه ‌ای از رفتارهایی هستند که به مرور زمان ذهنیت منفی و حتی انزجار را در بازدیدکنندگان برمی ‌انگیزند. این احساسات به بحث‌های خانوادگی، گروهی و اجتماعی کشیده میشوند.
نکته ‌ای که بسیاری از مهاجران از آن بی‌ خبرند این است که هر عملکرد منفی، هرچند کوچک، توسط نهادهای دولتی ثبت می‌شود. این معلومات به مرور زمان بخشی از گزارش‌های رسمی و آمار ملی می‌شوند، و بعدها در تصمیم‌ گیری‌های کلان، سیاست‌گذاری‌ها، و حتی قوانین مهاجرتی نقش مستقیم ایفا میکنند. به بیان دیگر، یک رفتار نادرست فردی میتواند پیامدهایی برای کل جامعه مهاجر داشته باشد.
در چنین شرایطی، گفتمان‌های مربوط به مهاجران به سرعت به سمت رویکردهای منفی حرکت میکند و مردم کشور میزبان تمایلی به حمایت از آن نخواهند داشت. این چرخه آرام‌آرام به یک سازوکار اجتماعی و شهری تبدیل می‌شود، و در نهایت مهاجران هستند که قربانی این آتش پنهان میگردند.
وقتی این روند به رسانه‌ها و مباحث ملی کشیده شد، قانون‌گذاران دیگر جایگاه مثبتی برای مهاجران در تدوین قوانین قائل نخواهند شد. نهادهای مرتبط به جای حمایت، به تقویت روحیه ضد مهاجرت در سطوح مختلف دامن خواهند زد.
پس، آنچه برای ما به ‌عنوان مهاجران اهمیت اساسی دارد، کنترل رفتار، کردار و عملکرد فردی است. این انتخاب ماست که آیا با رفتار خود، نویسندگان قوانین مهاجرت را به اصلاح نگرش وادار کنیم، یا با بی ‌توجهی، قلم آنان را علیه خود تیزتر سازیم.

کوچک شما
میر

https://youtu.be/guCw0wtKmtM
03/24/2025

https://youtu.be/guCw0wtKmtM

مسولیت پذیری فردی یکی از اساسات اساسی رشد و ترقی جامعه مان است. هریکی از ما مسولیت فردی داریم تا این تغیرات را از خود آغاز، در فامیل رونق داده و بلاخره جامعه...

تاکید من همیشه بر این بوده که، فقط اتکا بر منبع موثق معلومات شود. در این روزها مهاجرین و افغانها را بسیار درد دادید شما ...
03/17/2025

تاکید من همیشه بر این بوده که، فقط اتکا بر منبع موثق معلومات شود. در این روزها مهاجرین و افغانها را بسیار درد دادید شما تیکتاکران حال اگر این خبر بیشتر موثق باشد چی؟

https://8am.media/fa/afghans-who-have-cooperated-with-the-us-are-not-on-the-travel-ban-red-list/?

۸صبح، کابل: سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرده است که افغان‌هایی که با نیروها و نهادهای امریکایی همکاری داشته‌اند، در فهرست ممنوعیت سفر قرار ندارند. تمی برو....

Address

Alexandria, VA

Telephone

+15714899868

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Mir Rolodex posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category